«فَــاِذا قَضَيْتُــمُ الصَّلـوةَ فَـاذْكُـرُوا اللّهَ قِياما وَ قُعُودا وَعَلي جُنُوبِكُمْ فَاِذَا اطْمَـأْنَنْتُـمْ فَاَقيمُوا الصَّلوةَ اِنَالصَّلـوةَ كانَتْ عَلَي الْمُؤْمِنينَ كِتابا مَوْقُوتا،»
«و چون نماز را تمامكرديد در هرحال چهايستاده و چهنشسته و چهخفته، ـ بهپهلو ـ خدا را بهيادآوريد. ايننماز شكستهمخصوص حالتخوفاست پس همينكه ايمن شديد نماز را تمام بخوانيد، كه نماز واجبي است كه بايد مؤمنين در اوقات معين انجامدهند.»(103/نساء)
آوردن اين سه حال: ايستاده، نشسته، به پهلو يا خفته كنايه است از استمرار ذكر،بطوري كه همه احوال را فرا گيرد. ميفرمايد: وقتي نمازتان تمام شد بطور دائم ودر همه احوال خداي تعالي را بياد آوريد.
«فَاِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَاَقيمُوا الصَّلوةَ،» مراد به اطمينان استقرار است و چون جمله مورد بحث در مقابل جمله:«وَاِذا ضَرَبْتُمْ فِي الاَْرْضِ...،» قرار گرفته، از ظاهر آن بر ميآيد كه مراد به اين استقرار، برگشتن از سفر جنگ به وطن است، سياق هم اين معنـا را تـأييـد ميكنـد، و بنـابـراين مراد به اقـامــه نمـاز در وطـن، نشكستـن آن و تمـام خـوانـدن آن است، زيرا تعبير از نماز خـوف بـه نمـاز شكستـــه اشـارهاي بـه ايــن معنـــا دارد.
در فقيه به سند خود از عبدالرحمان بن ابي عبد اللّه از امام صادق عليهالسلام روايت كرده كه فـرمود: رسـول خـدا صلياللهعليهوآله در جنـگ ذاتالـرقـاع بـا اصحاب خـود بـه نماز ايستـاد، بـه ايـن صورت كـه اصحـاب را دو قسمـت كـرد، يـك دستـه را پيـش روي دشمـن قـرار داد و بـا دستـه ديگـر نمـاز خـوانــد.
نماز در هيچ حالي ساقط نميشود!
او تكبير گفت، آنان نيز گفتند، آن جناب حمد و سوره خواند وآنان ساكت بودند، او ركوع كرد، آنان نيز ركوع كردند، او سجده كرد، آنان نيز سجده كردند. سپس رسول خدا صلياللهعليهوآله براي ركعت دوم بپا خاست و ديگر چيزي از حمد و سوره ركعت دوم را نخواند تا اصحاب خودشان حمد و سوره خواندند و ركعت دوم را تمام كردند و به يكديگر سلام دادند، و به طرف لشكريان رفته ودر برابردشمن ايستادند و دسته دوم كه تاكنون در برابر دشمن ايستاده بودند آمدند و پشت سر رسول خدا صلياللهعليهوآله ايستادند، آن جناب تكبير گفت، آنان نيز گفتند و سكوت كردند. رسول خدا صلياللهعليهوآله حمد و سوره خواند و به ركوع رفت، آنان نيز ركوع كردند، آن جناب سجده كرد آنان نيز سجده كردند، آنگاه رسول خدا نشست و تشهد خواند و به ايشان سلام داد.
آنان برخاستند يك ركعت باقيمانده خود را خوانده و در آخر به يكديگر سلام دادند و اين همان نماز خوفي است كه خداي تعالي در آيه شريفه: «وَ اِذا كُنْتَ فيهِمْفَاَقَمْتَ لَهُــمُالصَّلــوةَ... كِتــابـا مَـوْقُـوتـا،»پيامبر گراميش را به خواندن آن دستور دادهاست.
امام عليهالسلام سپس فرمود: كسي كه بخواهد نماز مغرب را با جمعي به طريق نماز خوف بخواند، بايد يك ركعت را با طايفه اول بخواند و بايستد تا آنان دو ركعت ديگر را خود بخوانند و سلام دهند و در جاي طايفه دوم قرار بگيرند آنگاه ركعت ديگرش را با طايفه دوم بخـوانـد... تا آخــر حديـث.
و در كتاب فقيه شيخ صدوق عليه الرحمه به سند خود از زراره و محمد بن مسلم روايت كرده كه هر دو گفتند: به امام باقر ابي جعفر عليهالسلام عرضه داشتيم: چه ميفرمائيد درباره نماز در سفر؟ چگونه بايد آن را خواند؟ و چند ركعت بايد خواند؟ خداي عز وجل ميفرمايد: «وَ اِذا ضَرَبْتُمْ فِي الاَْرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ اَنْ تَقْصُرُوا مِنَالصَّلوةِ...،» (101 / نساء) و به حكم اين آيــه شكستــن نمــاز در سفر واجب شد، همانطور كه تمام خواندنش در حضر واجب است.
ميگويند: عرضه داشتيم: آيه شريفه نفرموده كه «اِفْعَلُوا» ـ چنين كنيد ـ بلكه فرموده: حرجي بر شما نيست اگر نماز را بشكنيد، و اين عبارت وجوب را نميرساند، بلكه ميرساندكه مسافر ميتواند نماز را بشكند. جناب عالي چگونه وجوب را از آن استفاده كرديد و ميفرمائيد: شكستن نماز در سفر واجب است، همانطور كه تمام خواندنش در حضر واجب است.
حضرت در پاسخ فرمود: مگر خداي عزوجل نفرموده: «اِنَّ الصَّفــا وَالْمَــرْوَةَ مِــنْ شَعــائِرِ اللّهِ فَمَـنْ حَــجَالْبَيْتَ اَوِاعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ اَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما،» (158 / بقره) با اينكه ميدانيد كه طواف بين صفا و مروه واجب است، چون هم خداي تعالي آن را در كتـابش ذكـر كـرده و هـم پيـامبـرش آن را عمل كـرده، تقصير در نماز سفــر نيز همينطور است هم خــداي تعالي در كتاب مجيدش ذكر كرده و هـم رسول خدا صلياللهعليهوآله عمــلاً آن را پيــاده كرده اسـت.
ميگويند: عرضه داشتيم: حال اگر كسي در سفر، چهار ركعتي بخواند، بايد اعاده كند يا نه؟ فرمود: اگر آيه تقصير را خوانده و برايش تفسير شده و با اين حال چهار ركعتي خوانده، بايد نمازش را دوباره بخواند، و اگر نخوانده و يا اگر خوانده معنايش را نفهميده، اعاده بر او لازم نيست. و نمــازها همـهاش در سفـر دو ركعتـي است، همـه نمـازهـا الاّ نمـاز مغـرب، كـه در سفـر نيـز سـه ركعت اسـت و شكستـه نمـيشـود، چـون رسـول خـدا صلياللهعليهوآله آن را در سفر و حضر سه ركعتي باقي گذاشت... تا آخر حديث.
ودر درالمنثور است كه ابن ابي شيبه و عبد بن حميد و احمد و مسلم و ابو داود، و ترمذي و نسائي و ابن ماجه و ابن جارود و ابن خزيمه و طحاري و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابي حاتم و نحاس (در ناسخ خود) وابن حبان همگي از يعلي بن اميه روايت آوردهاند كه گفت: من از عمربن خطاب پرسيدم: آيه شريفه «...لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ اَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلوةِ اِنْ خِفْتُمْ اَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا...،» (101 / نساء) شكستن نماز را مخصوص خوف دانسته و امروز مردم خوفي ندارند، ديگر چرا بايد نماز را شكسته بخوانند؟ عمر گفت: من نيز همين تعجب تو را كردم و علت آن را از رسول خدا صلياللهعليهوآله جويا شدم. فرمود: تعبير به «لاجُناحَ عَلَيْكُمْ» براي اين است كه بفهماند اين حكم تصدق و ارفاقي است از ناحيه خدا به شما مسلمين. و اما اينكه واجب است نماز شكسته شود براي اين است كه قبول تصدق خدا واجب است، پس صدقه خدا را قبول كنيد و در سفر نماز را تمام نخوانيد.!
و در همان كتاب است كه عبد بن حميد و نسائي وابن ماجه وابن حبانو بيهقي در كتاب سنن خود از اميه بن عبداللّه بن خالد بن اسد روايت آورده كه از پسر عمر پرسيده است: آيا به نماز شكسته رأي ميدهي؟ با اينكه ما تنها نماز خوف را در قرآن ميبينيم و اما نماز مسافر را نمييابيم. پسر عمر گفت: اي برادرزاده، خداي تعالي محمد صلياللهعليهوآله را وقتي فرستاد كه ما هيچ چيزي نميدانستيم، ناگزير ما آنچه ميكنيم، طبق عمل رسول خـدا صلياللهعليهوآله ميكنيـم، بـايـد ببينيـم آن جنـاب چـه ميكـرده و شكستـن نمـاز در سفـر منتياست كه آن را رسول خدا صلياللهعليهوآله باب كرده است.
و در همان كتاب است كه ابن ابي شيبه و ترمذي (وي حديث را صحيح دانسته) و نسائي از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: ما در بين راه مكه و مدينه نماز را شكسته خوانديم با اينكه ايمن بوديم و هيچ خوفي نداشتيـم.
و نيز در همان كتاب آمده كه ابن ابي شيبه و احمد و بخاري و مسلم و ابو داود و تـرمـذي و نسـائي از حـارثه بـن وهب خـزاعي روايت كـردهانـد كـه گفت: مـن نمـاز ظهـر و عصـر را در منـا بـا جمعيتـي بسيـار زيـاد و بـا امنيتـي كـامـل بـه رســـول خــدا صلياللهعليهوآله اقتدا كردم، و آن جناب دو ركعتي خواند.
رواياتي كه كيفيت نماز خوف را و مخصوصا نمــاز شكستــه در سفر را بطــور كلــي بيـان ميكند جايش در علم فقـه است و از موضـوع بحث تفسير ما خارج است.
ازکتاب: نماز و روزه از ديدگاه قرآن و حديث / به اهتمام مهدي امين ؛ با نظارت محمد بيستوني . تهران : موسسه نشر شهر ، ۱۳۸۷.
برچسب:
نویسنده: بنیامین اکبری