«حافِظُــوا عَلَـيالصَّلَـواتِ وَ الصَّلـوةِ الْـوُسْطـي وَ قُـومُـوالِلّهِ قانِتيـــنَ،»
«همه نمازهــا و نماز ميانــه را مواظبــت كنيد و براي خدا مطيعانـه بپاي خيزيد،» (238 / بقره)
«فَاِنْ خِفْتُمْ فَرِجالاً اَوْ رُكْبانا فَاِذا اَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوااللّهَ كَما عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ،»
«و اگر در حال ترس بوديد ميتوانيد پياده و سواره نماز گزاريد و چون ايمن شديد خدا را ياد كنيد چنانكه به شما چيزهائي را كه نميدانستهايد تعليم داده است.»(239 / بقره)
«فَاِنْ خِفْتُمْ فَرِجالاً اَوْ رُكْبانا...،» اين جمله شرطيه معنايش اين است كه نمازها را اگر نترسيديد محافظت بكنيد، و اما اگــر تــرسيديـد اين محافظت را با مقدار امكانات خود تقدير كنيــد، و همان مقـدار نمـاز بخـوانيـد، چـه در حـال پيـاده كـه ايستـاده بـاشيـد، يـا در راه باشيــد و چـه در حـال سواره.
اين قسم نماز، همان نماز خوف است.
«فَــاِذا اَمِنْتُــمْ...»
محافظت بر نمازها امري است كه در هيچ شرايطي ساقط نميشود، بلكه اگر ترسي در كارتان نبود و تــوانستيد نماز را حفظ كنيد واجب است بكنيد و اگر محافظت بر نماز بـرايتـان دشـوار شــد هـر قـدر مـمكـن بــود محـافظت كنيـد، پس بـايد هـر وقـت آن تـرس از بيـن رفت و دوبـاره امنيـت پيـدا كــرديـد مجـددا در محـافظت نماز بكوشيد، و خـدا را بيــاد آوريـد.
«كَما عَلَّمَكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ.»
ميفرمايد: خدا را آنچنان بياد آوريد كه يادآوريتان مساوي و برابر با اين نعمت باشد كه نماز در حال امن و در حال خوف و نيز همه شرايع دين را بـه شمــا تعليــم كرد. ايـن تعبير بـراي آن بـود كـه بـر امتنـان بـر همـه نعمتهـا و تعليـمهـا دلالـت كنـد.
در كافي از امام صادق عليهالسلام در ذيل جمله «فَرِجالاً اَوْ رُكْبانا» روايت كرده كه فرمود: اين در وقتي است كه از درنده يا دزد بترسد، كه در حال راه رفتن و دويدن بعد از تكبير بـه جاي ركوع و سجود اشاره ميكند.
نماز و روزه از ديدگاه قرآن و حديث
و در فقيه از همان جناب روايت آورده كه درباره نماز زحف (جنگ) فرمود: عبارت است از تكبير و تهليل و تسبيح و ديگر هيچ، آنگاه اين آيه را تلاوت كردند. و نيز در همان كتاب از همان جناب روايت آورده كــه فـرمـود: اگـر در سـرزميـن هـولنـاكي واقـع شدي و تـرسيـدي كـه دزدي و يـا درنـدهاي بـه تـو حملـهور شـود، نمـاز واجب خـود را مـيتـوانـي بــالاي مـركب بخــواني.
و باز در همان كتاب از امام باقر عليهالسلام روايت كرده كه فرمود: كسي كه از دزدان راه ترس دارد، بر بالاي مركبش نماز را ميخواند، و براي ركوع و سجدهاش اشاره ميكند. روايات در اين معاني بسيار زياد است.
در جنگ صفين هم مردمي كه در ركاب امير المؤمنين عليهالسلام بودند نظير جريان زمان رسول خدا صلياللهعليهوآله پيش آمد، مردم نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را نتوانستند بخوانند، حضرتدستورداد، سوارهها و پيادهها بهجاي نماز تكبير بگويند و لا اله الا اللّه و تسبيح به زبان آورند و آنگاه آن حضرت تمسك كردند به كلام خداي عز و جل كه ميفرمايد: «فَــاِنْ خِفْتُــمْ فَــرِجـالاً اَوْ رُكْبانــا،» مردم به دستور اميرالمؤمنين عليهالسلام چنين كردند.
«وَ اِذا ضَرَبْتُــمْ فِي الاَْرْضِ فَلَيْــسَ عَلَيْكُــمْ جُناحٌ اَنْ تَقْصُــرُوا مِنَالصَّلوةِ اِنْ خِفْتُـمْ اَنْ يَفْتِنَكُـمُ الَّذيـنَ كَفَـرُوا اِنَّ الْكافِـريـنَ كانُـوا لَكُـمْ عَـدُوّا مُبينـا،»
«و چون به سفر ميرويد و بيم آن داريد كه كفار شما را گرفتار سازند گناهي بر شمــا نيست كه نمــاز را شكسته بخوانيــد، چون كفــار دشمــن آشكار شمايند.» (101/ نساء)
در اين آيات نماز خوف و نماز شكسته در سفر تشريع شده، و منتهي ميشود به ترغيب مؤمنين به اينكه مشركين را تعقيب كنند و در جستجوي آنان باشند، و اين آيات مرتبط و متصل به آيات قبل است، چون گفتيم سخن از نماز خوف دارد، كه مربوط به ميدانهاي جنگاست و سخناز شكستن نمازدر سفرداردكه آن نيز بيارتباط باجنگ نيست.
كلمه قَصْر به معناي نقص و كوتاه كردن نماز است. معنــاي آيــه شــريفه ايــن است كه هر گاه به سفر رفتيد، مانعي از حرج و اِثم نيست كه چيزي را از نماز كم كنيد.
عبــارت مانعي از حرج و گنــاه نيست ظاهــر در جواز اســت، يعني ميتوانيد نماز را شكستــه بخوانيد و اين ظاهر منافات ندارد كه آيه شريفه در سياق وجوب آمده باشــد. خلاصـه از نظــر سيــاق دلالت بر وجوب كنــد، و از آن استفــاده شــود كه بايــد نمـاز را بشكنيــد، بهطــوري كــه اگــر تمــام بخوانيــد نمــازتــان باطــل است.
علّــت اينكه گفتيم منافات ندارد، اين است كه مقام آيه شريفــه مقام تشريع حكــم اســت و در آن صــرف كشــف از اينكــه چنيــن حكمــي هســت كافــي اسـت، و لازم نيســت كــه در ايــن مقــام همـه جهــات و خصوصيــات حكــم بيــان شــود.
همچنانكه نظير اين تعبيــر را دربـاره روزه واجـب آورده و فـرمـوده: «وَ اَنْ تَصُومُــوا خَيْــرٌ لَكُـمْ.» (184 / بقره)
«اِنْ خِفْتُمْ اَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذينَ كَفَرُوا...،» (101 / نساء) كلمه فتنه هر چند كه معاني بسيار مختلفي دارد، وليكن آنچه از اطلاق آن در قرآن در خصوص كفار و مشركين معهود است، شكنجه است، يعني كشتن و زدن وامثـال اينهـا. قرائنـي هم كـه در كـلام اســت ايـن معنــا را تـأييـد مـيكنـد.
پس معناي آيه اين است كه اگر از كفار ترسيديد كه شما را شكنجه كنند و مورد حمله قرار دهند و به قتل برسانند، ميتوانيد نماز را بـه صـورت نمـاز خـوف بخـوانيد.
ابتداء شكستن نماز براي خوف فتنه و ترس از دشمن تشريع شد، و اين خصوصي نماز و روزه از ديدگاه قرآن و حديث
بـودن مـورد، منـافـات نــدارد بـا اينكــه بــراي بـار دوم بطـور عمـوم و بــراي همــه سفـرهـاي مشـروع تشــريـع شــود هــر چنــد كــه پــاي خــوف در ميــان نبـاشـد.
آري ،كتاب خدا يك قسم از نماز شكسته را بيان ميكندو سنت رسول اللّه آن را براي همه صــــور، عمومــي ميسازد.
ازکتاب: نماز و روزه از ديدگاه قرآن و حديث / به اهتمام مهدي امين ؛ با نظارت محمد بيستوني . تهران : موسسه نشر شهر ، ۱۳۸۷.
برچسب:
نویسنده: بنیامین اکبری