فرهنگ 1 در 1
جايگاه نامگذارى در قرآن
قرآن، كه اعجاز پيامبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله و سلم است مهمترين منبع دين مبين اسلام مى باشد، لذا بررسى اهميت نامگذارى در قرآن به عنوان اولين گام اين پژوهش قرار گرفته است.
خداوند يك سرى از امور را مورد عنايت قرار داده و از آنها به عنوان «سنتهاى الهى» نام مى برد. با تامل و تدبرى در قرآن درمى يابيم «نامگذارى» نيز يك «سنت الهى» است كه خداوند اين مقام والا را براى خود قرار داده است و اسامى اولياى خويش را، خود انتخاب مى نمايد.
نامگذارى حضرت يحيى در قرآن
حضرت زكريا در آن هنگام كه از نداشتن فرزند، سخت ناراحت و غمناك بود، به درگاه خدا روى آورد.
«اذ نادى ربه نداء خفيا، آنگاه در خلوتگاه و آنجا كه صدايش را ديگرى نمى شنيد، پروردگارش را خواند».
«قال رب انى وهن العظم منى، گفت: پروردگارا! استخوانهاى من كه ستون پيكر من و محكم ترين اعضاى تن من است سستى گرفته».
«و اشتعل الراس شيبا، و شعله هاى پيرى، تمام موهاى سر مرا فرا گرفته است».
سپس مى افزايد: «و لم اكن بدعائك رب شقيا، پروردگارا! من هرگز در دعاهائى كه كرده ام از درگاه تو محروم بازنگشته ام» سپس حاجات خود را چنين شرح مى دهد: «و انى خفت الموالى من ورائى و كانت امراتى عاقرا فهب لى من لدنك وليا، پروردگارا! من از بستگان بعد از خودم بيمناكم و همسرم نازاست، از نزد خودت ولى و جانشينى به من ببخش» «يرثنى و يرث من آل يعقوب و اجعله رب رضيا، جانشينى كه از من ارث ببرد و همچنين وارث آل يعقوب باشد، پروردگارا! اين جانشين مرا مورد رضايت خود قرار ده».
خداوند، دعاى او را مستحاب مى نمايد و مى فرمايد: «يا زكريا! انا نبشرك بغلام اسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميا، [مريم، آيه ى 3 ]
7.اى زكريا! ما به تو بشارت فرزنددار شدن مى دهيم. اسم اين فرزند را «يحيى» گذارده ايم و اين نام را براى هيچ كس قبل از او، انتخاب نكرده ايم». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 13، ص 6 ]
17.در جمله اخير آيه ى كريمه آمده: «لم نجعل له من قبل سميا» اين سخن نشانگر يك سنت اصيل الهى است كه خداوند نام اوليائش را خود انتخاب مى كند، زيرا مى فرمايد: «براى اين مولود اسمى را انتخاب نموده ام كه براى هيچ يك از اولياى قبل از او انتخاب نكرده ام».
بنابراين، نامگذارى در پيشگاه خداوند بسيار پر اهميت است كه اين منصب را به خود اختصاص داده و اولياى خويش را، خود نامگذارى مى نمايد.
نامگذارى پيامبر خاتم به احمد در قرآن
خداوند در ششمين آيه ى سوره ى صف، به مساله ى رسالت حضرت عيسى عليه السلام و كارشكنى و تكذيب بنى اسرائيل در مقابل او اشاره كرده مى فرمايد: «و اذ قال عيسى ابن مريم يا بنى اسرائيل انى رسول اللَّه اليكم مصدقا لما بين يدى من التوراه، و به ياد آوريد هنگامى را كه عيسى بن مريم گفت: اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم، در حالى كه تصديق كننده ى كتابى (تورات) مى باشم كه قبل از من فرستاده شده است».
«و مبشرا برسول ياتى من بعدى اسمه احمد، و نيز بشارت دهنده به رسولى هستم كه بعد از من مى ايد و نام او احمد است».
«فلما جاءهم بالبينات قالوا هذا سحر مبين، هنگامى كه او (احمد) با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنها آمد، گفتند: اين سحرى است آشكارا». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 24، ص 72 - 73.]
حضرت عيسى عليه السلام چندين قرن پيش از تولد پيامبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله و سلم، از سوى خداوند مامور مى گردد تا آمدن آخرين پيامبر را بشارت دهد.
حضرت عيسى عليه السلام بشارت رسالت پيامبر خاتم صلى اللَّه عليه و آله و سلم را به قوم خود مى دهد، ضمنا اسم آن حضرت را براى قوم خود احمد معرفى مى نمايد.
نامگذارى حضرت عيسى در قرآن
حضرت مريم عليهاالسلام كه يكى از چهار زن معروفت بهشتى است و سرور زنان عصر خود معرفى شده است، [بحارالانوار، ج 43، ص 26، ر 25.] ازدواج نكرده بود، اما خداوند اراده مى كند كه حضرت مريم عليها السلام، بدون همسر گزيدن باردار گردد. حضرت مريم عليهاالسلام، پيش از آنكه مادر پيامبر گردد، دختر پيامبر نيز بود و در ميان مردم داراى ارزش و موقعيت مهمى بود. به همين دليل، چون مردم از باردارى او اطلاع يافتند، او را سرزنش كرده و از خود راندند.
خداوند، فرشتگان را به ملاقات بانوى عفيفه، حضرت مريم عليهاالسلام مى فرستد. فرشتگان از طرف خداوند به حضرت مريم عليها السلام بشارت مى دهند: خداوند فرزندى به او خواهد داد كه نامش «مسيح بن مريم» است، در دنيا و آخرت صاحب مقام و شخصيت و از مقربان درگاه خداوند خواهد بود.
«و اذ قالت الملائكه يا مريم ان اللَّه يبشرك بكلمه منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيها فى الدنيا و الاخره و من المقربين، [سوره ى آل عمران، آيه ى 45.]
(به ياد آوريد) هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم! خداوند تو را به كلمه اى (وجود با عظمتى) از طرف خودش بشارت مى دهد كه نامش «مسيح، عيسى بن مريم» است، در حالى كه در اين جهان و جهان ديگر صاحب شخصيت خواهد بود و از مقربان است.» [برگرفته از تفسير نمونه، ج 2، ص 413.]
موقعيت حضرت مريم عليهاالسلام در اين زمان، يك موقعيت بسيار بحرانى است. او در اضطراب و نگرانى شديدى به سر مى برد، لكن از آنجايى كه نامگذارى پيامبران به عهده ى حضرت حق مى باشد، در اين موقعيت بحرانى، خداوند اسم مولود آينده را مطرح مى نمايد و سنت الهى خود را به انجام مى رساند.
نامگذارى حضرت اسحق و يعقوب
حضرت ابراهيم عليه السلام و همسرش ساره، مدتها آرزوى داشتند صاحب فرزندى شوند، اما اين آرزو و محققق نمى گشت. اين زن و شوهر از تمام عوامل طبيعى مايوس بودند، زيرا ساره، همسر حضرت ابراهيم عليه السلام در سن پيرى به سر مى برد و به طور طبيعى زن در ايام پيرى از آوردن فرزند مايوس است، [گرچه قرآن در آيات متعددى، كِبَر سن حضرت ابراهيم عليه السلام را نيز علتى براى بچه دار نشدن اين زوج معرفى كرده است.] ليكن خداوند تفضل نمود و به آنان فرزندى عطا فرمود. فرشتگان خدمت حضرت ابراهيم عليه السلام رسيدند و به ايشان خبر دادند كه به زودى داراى فرزندى خواهيد شد. [ذاريات، آيه ى 28، حجر، آيه ى 53.]
«و امراته قائمه فضحكت فبشرناها باسحاق و من وراء اسحاق يعقوب» «قالت يا ويلتى أألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخاً ان هذا لشى ء عجيب» [سوره ى هود، آيه ى 71- 72.]
ساره همسر حضرت ابراهيم عليه السلام كنارى ايستاده بود. از اين سخن تعجب كرد و خنديد. (يعنى ما و بچه دار شدن!) اين امر عجيبى است». فرشتگان به همسر حضرت ابراهيم عليه السلام نيز بشارت فرزنددار شدن را مى دهند و در ضمن اين بشارت، نام مولود آينده را نيز مطرح مى كنند. مى گويند: ما تو را به فرزندى كه نامش «اسحاق» است بشارت مى دهيم و براى آنكه براى او هيچ شكى نماند، به او بشارت مى دهند كه حضرت اسحاق عليه السلام نيز فرزندى خواهد داشت و او را «يعقوب» معرفى مى كنند.». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 9، ص 170 - 173.]
در اين واقعه، فرشتگان به بشارت فرزنددار شدن اكتفا نمى كنند و اسامى برگزيده ى حضرت حق براى اين فرزندان را نيز مطرح مى نمايند. يعنى اين سمت، مخصوص حضرت حق تبارك و تعالى است.
نامگذارى حضرت مريم در قرآن
همانگونه كه نامگذارى مردان در قرآن مطرح شده، از نامگذارى زنان نيز در قرآن سخن به ميان آمده است.
«اذ قالت امرات عمران رب انى نذرت لك ما فى بطنى محررا فتقبل منى انك انت السميع العليم. [سوره ى آل عمران، آيه ى 35.]
(به ياغد آوريد) هنگامى را كه همسر عمران عرض كرد: خداوندا! آنچه را در رحم دارم براى تو نذر كردم كه «محرر» (و آزاد براى خدمت خانه تو) باشد، از من بپذير كه تو شنوا و دانايى».
«فلما وضعتها رب انى وضعتها انثى واللَّه اعلم بما وضعت و ليس الذكر كالانثى و انى سميتها مريم و انى اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم، [سوره ى آل عمران، آيه ى 36.]
ولى هنگامى كه او را فروگذار (و او را دختر يافت) عرض كرد: خداوندا! من او را دختر آوردم (ولى خدا از آنچه او به دنيا آورده بود آگاه بود) (و سپس گفت:) پسر، همانند دختر نيست (و دختر نمى تواند وظيفه ى خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد) و من او را «مريم» [مريم در لغت زن عمران، به معناى «زن عبادتكار» است.]
نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه هاى) شيطان رانده شده، در پناه تو قرار مى دهم». [برگرفته از تفسير نمونه، ج 2، ص 393 - 396.]
در زندگى زن عمران وقايع زيادى اتفاق افتاده است، لكن قرآن هر واقعه اى را نقل نمى كند. اصولا قرآن آيينه تمام نماى كلام خالق هستى است، لذا هر چه در قرآن ذكر گرديده، حامل درسى جهت زندگى انسانهاست. قرآن نامگذارى زن عمران را به عنوان عملى كه بايد سرمشق تمام انسانها باشد آورده است. در نتيجه، اولين درس اين كريمه، پرارزش بودن امر نامگذارى فرزندان است، درس دوم آنكه زن نيمى از پيكر اجتماع است، لذا نامگذارى اين بخش مهم از اجتماع، خالى از اهميت نيست. بايد با كمال تاسف گفت: لبه ى تيز تيغ تهاجم اسامى بيگانه، به سوى نامگذارى دختران هدف گرفته شده و روز به روز به تعداد اسامى وارداتى افزوده مى گردد و در اين ميدان، بر اثر غفلت مديران فرهنگى، ناآگاهى پدران و مادران و...، دشمن برنده بوده است،فقط نگاهى كوتاه به بعضى از بخشنامه هاى اداره ى ثبت احوال و رويت نامهاى مجاز، اين غفلت و سهل انگارى مشاهده مى گردد. متاسفانه در اين ارتباط كتابهاى بس خطرناك، براى مبارزه با نامهاى خودى به بازار آمده است، لكن هيچ متولى براى اعتراض بر اين موضوع پيدا نمى شود.
همان گونه كه در صدر اين فصل به آن اشاره شد، نامگذارى يكى از سنتهاى الهى است. خداوند براى اجراى اين سنت، گاهى با فرستادن ملكى، نام انتخاب شده را به بشر معرفى مى كند (مانند آنچه در آيات سابق گذشت) و در برخى مواقع خداوند با الهام و تلقين بر قلب انسانها، نام برگزيده ى خود را بر سر زبان انسانها، مى سازد.
گرچه از ظاهر آيات در نامگذارى حضرت مريم عليهاالسلام اين گونه استفاده مى شود كه نامگذارى به دست زن عمران صورت گرفته است، لكن به نظر مى رسد اين نام نيز برگزيده ى خداوند تبارك و تعالى باشد و به وسيله ملكى بر زبان زن عمران جارى شده باشد.
برگرفته ازکتاب:جرعه اى از كوثر:پژوهشى پيرامون اسامى و القاب فاطمه زهرا (س)
عليرضا سبحانى نسب
برچسب:
نویسنده: بنیامین اکبری