خرید بک لینک

1 1 بر 1 اسوه ها

در عرصه اسوه پذيرى، عوامل اساسى تأثيرگذار بر شخصيت اسوه ها امرى تعيين كننده و بسيار مهم به شمار مى آيد. اگر شخصيت اسوه را بيش از هر چيز تابع عواملى چون وراثت، محيط جنينى، محيط جغرافيايى و محيط اجتماعى او بدانيم، اساساً جايگاهى براى اسوه پذيرى باقى نخواهد ماند؛ چرا كه شكل گيرى شخصيت اسوه را از رهگذر عوامل جبرى، چون جبر وراثت، جبر محيط، جبر غريزه، جبر سن و ... دانسته ايم. اما اگر در عين اعتقاد به تأثير عواملى چون ارث، محيط، سن و ... مؤثرترين عامل در پى ريزى و تكامل شخصيت را اراده و اختيار آزاد بدانيم، اسوه پذيرى جايگاه ممتاز و ويژه اى مى يابد و هر اسوه اى، هرچند كه در مكان ها و زمان هاى دور زيسته باشد، قابل اقتدا و تأسّى خواهد گشت. از اين روى در اين فصل ابتدا به مجموعه عوامل تأثيرگذار بر شخصيت هاى انسانى، اشارتى مى كنيم و آن گاه پس از تعيين ميزان تأثيرگذارى هر يك از اين عوامل به بررسى عوامل شكل دهى شخصيت حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) و شيوه هاى اسوه پذيرى از ايشان مى پردازيم.

روان شناسان با وجود اختلاف هاى عميق و فراوان، جملگى بر اين مسأله اتفاق نظر دارند كه در شكل گيرى و تحول شخصيت آدمى دو عامل «وراثت» و «محيط» به عنوان عامل اصلى دخالت و تأثير دارند. ايشان بعضاً دو عامل «گذشت زمان = سن» و «وجدان اخلاقى» را نيز مى افزايند.

1. وراثت

تأثير و اهميت وراثت ـ به معناى تمام ظرفيت ها و استعدادهاى ژنتيكى و كروموزومى كه آدمى از پدر، مادر و اجداد خود گرفته، با خود به دنيا مى آوردـ در پايه گذارى و تشكيل شخصيت انسان نمى تواند مورد شك و ترديد واقع شود.

عامل وراثت بر خصوصيات جسمانى، مانند رنگ پوست و چشم و مو، بلندى يا كوتاهى قامت، فربهى يا لاغرى و نيز بر چگونگى كاركرد اعضاى درونى بدن؛ مانند قلب، مغز، معده، سلسله اعصاب و غده ها و نيز بر خصوصياتى چون هوش، حافظه و ... مؤثر است. به عنوان مثال ميزان ترشح غده هاى بدن كه مى تواند تحت تأثير عامل وراثت قرار گيرد، تأثير عظيمى در صحت و سلامت مزاج و در عواطف و هيجانات و فعاليت هاى روانى و در زندگى مادى و معنوى ما دارند. چنان كه ترشح بيش از اندازه يكى از اين غدد (تيروئيد) سبب تندخويى و زودخشمى و بى اختيارى حركات و واكنش ها و در نتيجه بى ثباتى رفتار شخص مى گردد و كاستى تراوش اين غدّه آثار مخالفى چون اضطراب، سستى، بى قيدى و وارفتگى بر جاى مى گذارد.

2. محيط

محيط در مقام عاملى مؤثر در شكل گيرى شخصيت ها به دو قسم تقسيم مى گردد: محيط داخلى و محيط خارجى.

الف) محيط داخلى: مراد از محيط داخلى، درون رحم مادر در مدت باردارى است كه همه عوامل مؤثر بر جنين درون رحم را در بر مى گيرد. از آن جا كه تغذيه جنين از خون مادر است، عواملى چون سن مادر، وضع مزاجى و روانى او، نوع غذاهايى كه صرف مى كند و ... در چگونگى رشد جنين تأثير به سزايى دارد. خلاصه آن كه محيط قبل از تولد، تأثيرى مهم در تشكيل شخصيت كودك دارد؛ بدين گونه كه يا به شكوفايى بعضى از استعدادهاى ارثى كمك مى كند يا برعكس براى آنها ايجاد مزاحمت مى كند.

ب) محيط خارجى: محيط خارجى كه در بر دارنده مجموعه عوامل پيرامونى مؤثر بعد از تولد است، خود به دو قسم انقسام مى يابد: محيط طبيعى و جغرافيايى و محيط انسانى و اجتماعى.

ـ محيط طبيعى و جغرافيايى: اين عامل شامل منطقه جغرافيايى، نوع آب و هوا (گرم سيرى، معتدل يا سردسيرى)، چگونگى غذاهايى كه انسان مى خورد و ... است كه در چگونگى رشد و نموّ و حتى در ساختمان بدنى، قيافه، استعدادهاى هوشى، سن بلوغ و ... تأثير فراوان دارند؛

ـ محيط انسانى و اجتماعى: اين محيط، خود شامل محيط هاى بسيارى از جمله محيط خانواده و محيط هاى بيرون از خانواده در عرصه هاى اجتماعى، سياسى، علمى، فرهنگى و ... است. از ميان اين محيط ها، تأثير محيط خانواده بر شكل گيرى شخصيت انسان، بسى بيشتر و چشم گير است. اين كه محيط خانواده پر از شور و نشاط باشد؛ اين كه پدر و مادر تا چه ميزان داراى حسن تفاهم، سازگارى و حرمت گذارى باشند؛ اين كه والدين داراى چه فضيلت ها يا رذيلت هاى اخلاقى باشند و ...، و خلاصه هر آنچه در محيط خانواده مى گذرد، نخستين و بادوام ترين آثار را در كودك بر جاى مى گذارد و شخصيت وى را پى مى ريزد.

بعد از خانواده، محيط هاى گوناگون ديگر، چون محيط تعليم و تربيت، محيط كار ... تا چگونگى ازدواج و تشكيل خانواده، شخصيت همسر، مجالس و محافل علمى و دينى، مشاركت هاى سياسى و ... جملگى در تشكيل يا تغيير شخصيت مى توانند مؤثر واقع شوند.

3. گذشت زمان (سن)

يكى از عوامل مستقل ديگرى كه در تحول شخصيت دخالت دارد، سن است. بى شك گذشت زمان در تن و روان انسان، گفتار و كردار او، نوع خواسته ها و آرزوهاى او و در چگونگى تلاش ها و فعاليت هاى او تأثير دارد و تا حدى باعث دگرگونى شخصيت ها مى گردد.

4. وجدان اخلاقى

مراد از «وجدان اخلاقى»، استعدادهاى فطرى آدمى در تشخيص خير و شر و گرايش طبيعى او به سوى خير و گريز از شر است. روان شناسان در برشمارى عوامل مؤثر بر شخصيت انسان، معمولا بر چهار عامل پيش گفته پافشارى مى كنند؛ اما به عقيده ما، در كنار عوامل فوق، عوامل مهم ديگرى نيز وجود دارند كه پاره اى از آنها در شكل گيرى و تحول شخصيت همه انسان ها تأثير دارد و بعضى ديگر در تكوين و تغيير شخصيت انسان هايى معدود دخيلند:

5. فطريات:

مراد از فطريات، امورى خدادادى است كه در ميان همه آدميان مشترك است؛ هرچند شدت و ضعف مى پذيرد.

فطريات را مى توان به دو دسته تقسيم كرد:

الف) غرايز: كه مربوط به جنبه حيوانى است و از اين روى بين انسان و ساير حيوانات مشترك است؛ مانند ميل به غذا، جفت جويى و صيانت ذات؛

ب) فطريات بالمعنى الاخص: كه متعلق به جنبه انسانى انسان و ويژه بنى آدم است؛ نظير قدرت طلبى، جمال دوستى، حقيقت جويى.

6. عوامل غيبى

از جمله عوامل شخصيت ساز ديگر كه البته عموميت ندارد و ممكن است در اكثريت انسان ها تحقق نپذيرد، عوامل غيبى و ماوراى طبيعى از قبيل وحى و الهام است.

آنچه در تكوين و تغيير شخصيت انبيا و اولياى الهى(عليهم السلام)سهمى به سزا داشته، عامل وحى يا الهام بوده است؛ عواملى كه ايجادگر تحولاتى عظيم در زندگانى آن بزرگان و ديگر انسان هاى تاريخ بشرى گرديده است.

پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) مأمور بود كه به مردم بفرمايد: اِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى الَىَّ؛ من بشرى چون شمايم [با اين فرق ]كه به من وحى مى شود.

7. اختيار و اراده آزاد

مهم ترين عامل تأثيرگذار در شكل گيرى شخصيت هر انسان، اختيار و اراده آزاد اوست. به عقيده ما هيچ يك از 6 عامل پيش گفته، به تنهايى و نه در كنار مجموع 5 عامل ديگر، علت تامه شكل گيرى و تغيير شخصيت آدمى نمى تواند بود. جزء اخير علت تامه شكل گيرى و تحول شخصيت آدمى كه مؤثرترين عامل نيز مى باشد، اختيار انسان است.

اگر از تأثير و دخالت مهم عامل «اراده آزاد و اختيار» در شخصيت انسان غفلت يا تغافل يا انكار كنيم، در واقع، انسان را تسليم يك يا دو يا چند جبرْ دانسته ايم و شخصيت، اراده و رفتار او را معلول يك عامل جبرى يا معلول برآيند دو يا چند عامل جبرى انگاشته ايم. در اين صورت، انسان موجودى همچون جمادات، نباتات و ساير حيوانات خواهد بود و بنابراين نه تكليفى خواهد داشت و نه مسؤوليتى، نه ستايش نه تحسينى، نه نكوهش و تقبيحى، نه پاداشى و كيفرى. خلاصه همه نظام هاى ارزشى، اعم از حقوقى، اخلاقى و دينى فرو خواهد ريخت و تنها چيزى كه بر قلمرو پديده هاى انسانى حاكميت و سيطره خواهد داشت جبر وراثت، جبر محيط، جبر سن، جبر غريزه و ... است؛ يعنى مجموعه اى از جبرهاى فيزيكى، زيستى، روانى، و اجتماعى.


برچسبها: الگو, سرمشق, اسوه

برچسب: نویسنده: بنیامین اکبری تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 16:50

صفحه بندی